من مرتضی رویتوند هستم. نویسنده و روزنامهنگار. کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی. سالهاست داستان مینویسم. بیشتر طنز و بیشتر برای روزنامهها. چند فیلم کوتاه هم ساخته ام البته به صورت کاملا تجربی.
چندین جایزه هم در زمینه نویسندگی دارم.
سه کتاب هم تا حالا منتشر کردهام:
بیحوصلگی (داستانک)
صندلی شماره هفتصدوپنجاهوپنج (شعر مینیمال)
زرافهبودن یا زرافهنبودن؟ (یادداشتهای طنز)
هر چه فکر کردم بیشتر از این نمیدانم از خودم چه بگویم. انگار همه من در نوشتههای من است.
پیشرفت خوب است
در زندگی پیشرفت کردن و موفقشدن خوب است و اساسا ما در زندگی تلاش میکنیم. هر چه بیشتر پیشرفت کنیم، راههای پیشرفت هم زیادتر میشود. یکی از آنها تلاش کردن
ما شاد هستیم، شما چطور؟
چندی پیش آماری منتشر شد که در آن ایران جزو کشورهای برتر در زمینه شادی نبود. یعنی ایران خیلی کشور شادی نیست؛ البته شما میدانید به هیچ آماری نمیشود اعتنا
پیرمردی از سرزمین واژههای آشنا
در یکی از روزهای زمستانی وارد شهر قزوین شد. قزوین ۹۷؛ خیابانها شلوغ بود و مردم در حال رفتوآمد بودند. در این شلوغی کسی حواسش به پیرمردی با کتی قهوهای، عینکی
من دلم دوست میخواهد، دوستی مانند تو!
یک روز با هم به کافهای خلوت برویم. من اینسوی میز تو آن سوی میز. من برای خودم قهوه فرانسه سفارش بدهم تو هم… تو هم هر چه دوست داری.